جهت باز شدن منوی اصلی و جستجو اینجا کلیک کنید.

بررسی ارتباط ابعاد مسئولیت اجتماعی شرکت ها بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

تعهد سازماني متغيري است كه توجه قابل ملاحظه اي را در ادبيات سازماني به خود جلب كرده است. از جمله دلايلي كه براي برتري آن وجود دارد اين است كه تعهد به عنوان متغير مهمي در درك رفتاري كاري كاركنان در سازمان شناخته شده است (استیز وپورتر،1970).

در علوم رفتاري درباره تعهد سازماني پژوهش هاي فراواني صورت پذيرفته است (ساروقي ،‌1375) . تعيين هويت  وابستگي ، احساس وفاداري  و احساس تعلق تلاش هايي هستند كه نگرش تعهد سازماني و مفهوم پيوند احساس كاركنان به سازمان را تعريف مي‌كنند. مطالعات تعهد سازماني براي شناسايي پيش نيازهايي مانند: ويژگي هاي فردي ، ويژگيهاي شغلي و تجارب كاري طراحي شده است كه با رفتارهايي مانند جابجايي ،‌غيبت و عملكرد ارتباط پيدا مي‌كند. اين نتايج پيشنهاد مي‌كنند كاركنان كه سطوح بالايي از تعهد را نشان مي‌دهد به احتمال زيادي با يك حالت حمايتگرانه نسبت به اهداف و اثر بخشي سازماني كار مي‌كنند( رادمنش ، 1381، 44) . پورتر مي‌گويد: «تعهد سازماني عبارت است از تعيين هويت يك فرد با سازماني خاص و ميزان درگيري و مشاركت و همكاري او با سازمان » ( خاكی ،‌1375، 36). ريچرز يكي از اولين محققان درباره كانون تعهد، اعتقاد دارد كه مفاهيم عمومي تعهد سازماني ممكن است زماني بهتر درك شوند كه آنها را مجموعه أي از تعهدات در نظر گرفت. به اعتقاد او كاركنان مي‌توانند تعهد مختلفي را به اهداف و ارزش هاي گروه هاي گوناگون در درون سازمان تجربه كنند. بنابراين در درون سازمان تنها درك تعهد سازماني مهم نيست. بلكه توجه به كانون هاي تعهد نيز الزامي است. ريچرز كانون هاي تعهد كاركنان را شامل تعهد به مديريت عالي،‌سرپرستان ،‌ گروه كار،‌همكاران و مشتريان سازمان دانسته و معتقد است كه كاركنان مي‌توانند به اين كانون ها،‌با توجه به درجه انطباق اهداف و ارزش هايشان با آنها طور متفاوتي متعهد شوند(ریچرزو همکاران، 1985 ،313) .

رضايت شغلي به طور نوعي به نگرش هاي كاركنان اشاره دارد. رضايت شغلي ابعاد بسياري دارد و ممكن است نمايانگر نگرش كلي نسبت به شغل باشد يا فقط به قسم تهايي از شغل بازگردد. رضايت شغلي به عنوان مجموعه اي از احساسات فرد، ماهيتي پويا دارد،. يعني به همان شدتي كه پديد مي آيد، از ميان مي رود (شايد با شدت بيشتر). بنابراين براي تداوم آن، توجه مستمر مديران، ضرورت دارد (ديويس و استورم 1370،2 ). از طرف ديگر، رضايت شغلي بخشي از رضايت از زندگي است، به نحوي كه سرشت محيط بيروني، بر احساسات فرد در كارش اثر مي گذارد. به همين ترتيب، چون شغل بخش مهمي از زندگي انسان است، رضايت از شغل بر رضايت كلي از زندگي تأثير دارد. رضايت شغلي، مجموعه اي از احساس هاي سازگار و ناسازگار است كه كاركنان با آن احساس ها به كار خود مي نگرند. وقتي كاركنان به سازمان مي پيوندند، مجموعه اي از خواست ها، نيازها، آرزوها و تجربه هاي گذشته را كه بر روي هم، انتظارهاي شغلي را مي سازند، با خود به همراه دارند كه نشاني از ارتباط توقعات نوخاسته كاركنان با پاداش هايي است كه كار فراهم مي آورد (ديويس و استروم، 1370). رضايت شغلي مفهمومي پيچيده و چند بعدي است كه با عوامل رواني، اجتماعي و جسماني ارتباط دارد. تنها يك عامل موجب رضايت شغلي نمي شود، بلكه تركيب معيني از عوامل گوناگون سبب مي شود كه فرد شاغل در لحظة معيني، از شغل خود احساس رضايت كند و به خود بگويد كه از شغلش راضي است و از آن لذت مي برد. فرد با تأكيدي كه بر عوامل مختلف از جمله سطح درآمد، ارزش هاي اجتماعي شغل، شرايط محيط كار و سود اشتغال در زمان هاي متفاوت دارد، به روش هاي گوناگون از شغلش احساس رضايت مي كند. ازاين رو رضايت شغلي واكنشي عاطفي است كه از ادراك فرد نسبت به اينكه شغل او ارزش هاي شغلش را تأمين مي كند، يا به او اجازه مي دهد كه اين ارزش ها را برآورده كند، ناشي مي شود. از اين گذشته، رضايت شغلي به توافق اين ارزش ها با نيازهاي شخص بستگي دارد (شرتوز، 1371 ). بنا بر نظر شفيع آبادي (1376)، رضايت شغلي كه نوعي احساس مثبت به شغل است، زاييده عواملي مانند شرايط محيط كار، نظام سازماني شغل، روابط حاكم بر محيط كار و تأثير عوامل فرهنگي است. ازاين رو مي توان گفت رضايت شغلي احساسي رواني است كه از عوامل اجتماعي تأثير مي پذيرد.

مسئوليت اجتماعي سازمان, مفهومي است که سازمانها آن را مورد توجه قرار داده و مصلحت و منافع جامعه را از طريق مسئوليت پذيري دربرابر اثراتي که فعاليتهايشان بر مصرف کنندگان , عرضه کنندگان , کارمندان ,سهام داران ,جامعه و محيط در همه فضاي عملياتي مي گذارد ,تحت تاثير قرار مي دهند. مسئوليت اجتماعي تعهد تصميم گيران براي انجام اقداماتي است که علاوه بر تامين منافع خودشان موجبات بهبود رفاه جامعه را نيز فراهم مي آورد .سازمان ها بايد با اختصاص منابع مالي ،در بهبود رفاه اجتماعي مورد قبول اکثريت جامعه بکوشند.اين قبيل اقدامات عبارتند از :کمک به فرهنگ کشور ومؤسسات فرهنگي و بهبود کيفيت زندگي(کياکجوري،1390،64). گريفين و بارني  مسئوليت اجتماعي را چنين تعريف کرده اند : مسئوليت اجتماعي ,مجموعه  وظايف و تعهداتي است که سازمان بايد در جهت حفظ و کمک به جامعه اي انجام دهد که در آن فعاليت مي کند (بارني و گريفين ،1992،724). درک فرنچ و هينز ساورد نيز در کتاب "مديريت تحول در سازمان " در خصوص مسئوليت اجتماعي مي نويسد :مسئوليت اجتماعي وظيفه اي است بر عهده موسسات خصوصي به اين معنا  که تاثير سوء بر زندگي اجتماعي که در آن کار مي کنند نگذارند.ميزان اين وظيفه عموما مشتمل بر وظايفي چون :آلوده نکردن ,تبعيض قائل نشدن در استخدام ,نپرداختن به فعاليتهاي غير اخلاقي و مطلع کردن مصرف کننده از کيفيت محصولات . همچنين وظيفه اي است مبتني بر مشارکت مثبت در زندگي افراد جامعه( درک فرنچ و ساورد ،1371 ،579).
رابينسون در رابطه با مسئوليت اجتماعي مي گويد:مسئوليت اجتماعي يکي از وظايف و تعهدات سازمان در جهت منتفع ساختن جامعه است به نحوي که هدف اوليه سازمان يعني حداکثر کردن سود را صورتي متعالي ببخشد(کياکجوري ،1390،65).
طي قرن حاضر استنباط عمومي از مسئوليت اجتماعي سازمانها طي 3 مرحله پيشرفت کرده است :
1- مديريت مبتني بر کسب حداکثر سود  :اگر چه در ابتداي قرن بيستم برخي محققين نياز به مسئوليت اجتماعي را درک نکردند ولي افکار عمومي عمدتا بر اين اعتقاد بود که بنگاه هاي اقتصادي تنها مسئول منافع خودشان هستند . اين ديدگاه تا دهه 1930 پا بر جا بود.
2- مديريت مبتني بر اعتماد  : دهه 1930 با رکود عظيم اقتصادي و جنبش اتحاديه ها ي کارگري همراه بود .در اين زمان از سازمان هاي اقتصادي خواسته شد که راجع به مساله ايجاد شرايط کاري امن و سالم به عنوان يک مسئوليت اجتماعي اساسي ,اقدامي انجام دهند. اتحاديه هاي کارگري روي شرکت ها فشار آوردند که علاوه بر مد نظر داشتن سودشان روي منافعي مثل منافع کارگران ,برنامه بيمه بازنشستگي و شرايط کاري بهتر ,توجه داشته باشند. در مرحله دوم از مديران خواسته شد که بين عوامل موثر در حداکثر سازي سود و خواسته هايي که جامعه از آنها دارد تعادل ايجاد کنند(الواني و قاسمي ,1377).
3- مديريت کيفيت زندگي  : از دهه 1960 تا کنون مديران و سازمانها تحت تاثير اين مرحله از مسئوليت اجتماعي عمل مي کنند .مرحله فوق از اين فلسفه ناشي مي شود که مديران و سازمانها بايستي خود را مستقيما در عمليات درمان بيماري هاي اجتماعي دخالت دهند.مباني فلسفي ديدگاه هاي مسئوليت اجتماعي بر اساس مراحل تاريخي سه گانه پيشرفت مسئوليت اجتماعي مي باشد .(همان منبع ،26)

 

اطلاعات تکميلي

  • موضوع پروپوزال: بررسی ارتباط ابعاد مسئولیت اجتماعی شرکت ها بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی
  • عنوان لاتین پروپوزال: Perceptions of corporate social responsibility, organizational commitment and job satisfaction
  • منبع پروپوزال: ژورنال تحقیقات مدیریت
  • انتشارات: امرالد گروپ
  • سال انتشار: 2015
  • کلید واژه ها: مسئولیت اجتماعی شرکت، تعهد سازمانی، رضایت شغلی، اخلاقی، قانونی
  • مدل مفهومی: دارد
  • ابزار اندازه گیری داده ها: پرسشنامه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

هدر فوتر

درباره ژورنال پیپر

وب سایت علمی پژوهشی ژورنال پیپر با هدف ارائه خدمات تحلیل آماری پروژه های تحقیقاتی، مقالات علمی به زبان انگلیسی از پایگاه های معتبر، پرسشنامه های استاندارد، آموزش نگارش پروپوزال و پایان نامه در حوزه علوم مدیریت و علوم اجتماعی راه اندازی گردید.

تماس با ژورنال پیپر

آدرس: مازندران، چالوس، خیابان هفده

شهریور، جنب هتل ملک، شکوفه ششم

ارتباط با مشتریان : 9711 072 0912

تلفن ثابت:             349 22 521 011

ایمیل:           این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نماد اعتماد الکترونیک و نماد ساماندهی

logo-samandehi